جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to head for
[phrase form: head]
01
به سمت یک جهت حرکت کردن, عازم جایی شدن، به مقصد مشخصی رفتن
to move in the direction of a specific place
مثالها
She decided to head for the park for a relaxing afternoon.
او تصمیم گرفت به سوی پارک برود برای یک بعدازظهر آرامشبخش.



























