جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to head for
[phrase form: head]
01
به سمت یک جهت حرکت کردن, عازم جایی شدن، به مقصد مشخصی رفتن
to move in the direction of a specific place
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
for
فعل پایه
head
زمان حال
head for
سومشخص مفرد
heads for
وجه وصفی حال
heading for
گذشته ساده
headed for
اسم مفعول
headed for
مثالها
She decided to head for the park for a relaxing afternoon.
او تصمیم گرفت به سوی پارک برود برای یک بعدازظهر آرامشبخش.



























