جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to back onto
[phrase form: back]
01
به عقب بردن به, پارک کردن به سمت عقب روی
to move a vehicle backward onto a surface
مثالها
Can you back the car onto the driveway for me?
میتوانی ماشین را برای من به عقب به روی driveway ببری؟
Please back the van onto the designated parking space.
لطفاً وانت را به عقب به محل پارکینگ تعیین شده ببرید.
02
روبهروی چیزی بودن, به چیزی تکیه داشتن
(of a building) to have its back face something directly
مثالها
The apartment complex backs onto a well-maintained garden, adding greenery.
مجتمع آپارتمانی رو به یک باغ نگهداری شده دارد، که سبزی را اضافه میکند.
The restaurant patio backs onto a charming courtyard, enhancing the dining experience.
پاسیوی رستوران رو به حیاطی دلفریب دارد که تجربه غذاخوری را ارتقا میدهد.



























