جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to overbook
01
بیش از ظرفیت رزرو کردن, بیش از ظرفیت بلیط فروختن
to sell more tickets or accept more reservations than the available number of seats, rooms, etc.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
overbook
سومشخص مفرد
overbooks
وجه وصفی حال
overbooking
گذشته ساده
overbooked
اسم مفعول
overbooked
مثالها
We were told they overbooked the event and there might not be enough space.
به ما گفته شد که آنها رویداد را اوربوک کردهاند و ممکن است فضای کافی وجود نداشته باشد.
درخت واژگانی
overbook
book



























