جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Plasma TV
01
تلویزیون پلاسما, نمایشگر پلاسما
a television set that has a screen made of plasma
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
plasma TVs
مثالها
The store was offering great deals on plasma TVs, so we decided to upgrade our old model.
فروشگاه معاملات عالی روی تلویزیونهای پلاسما ارائه میداد، بنابراین تصمیم گرفتیم مدل قدیمی خود را ارتقا دهیم.



























