جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Zero hour
01
زمان شروع عملیات, نقطه آغاز
the specific moment when an event or action is scheduled to begin or take place
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
zero hours
مثالها
At zero hour, the troops stormed the enemy's position and initiated the decisive battle.
در ساعت صفر، نیروها به موضع دشمن یورش بردند و نبرد سرنوشتساز را آغاز کردند.



























