جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
yearly
مثالها
The town 's yearly festival attracts visitors from far and wide.
جشنواره سالانه شهر بازدیدکنندگان را از دور و نزدیک جذب میکند.
مثالها
He receives a yearly bonus based on his performance at work.
او بر اساس عملکردش در کار یک پاداش سالانه دریافت میکند.
Yearly
مثالها
The organization publishes a yearly summarizing key events and achievements.
سازمان یک سالانه منتشر میکند که رویدادهای کلیدی و دستاوردها را خلاصه میکند.
درخت واژگانی
biyearly
yearly
year



























