جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
worn out
01
خستهوکوفته
exhausted because of too much physical work
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most worn out
شکل تفضیلی
more worn out
درجهپذیر
مثالها
After working a double shift at the hospital, she felt completely worn out and could barely keep her eyes open.
بعد از کار کردن در شیفت دوبل در بیمارستان، او کاملاً خسته احساس میکرد و به سختی میتوانست چشمانش را باز نگه دارد.



























