جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Workload
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
workloads
مثالها
The manager redistributed the workload to ensure no one was overburdened.
مدیر بار کاری را مجدداً توزیع کرد تا مطمئن شود هیچکس بیش از حد تحت فشار نیست.
درخت واژگانی
workload
work
load



























