جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wizened
01
چروکیده
(of a person) having loose and wrinkled skin due to old age
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most wizened
شکل تفضیلی
more wizened
درجهپذیر
مثالها
Her wizened hands trembled slightly as she reached for the teacup.
دستهای چروکیده او کمی میلرزید وقتی که به سمت فنجان چای دست دراز کرد.



























