جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wizened
01
چروکیده
(of a person) having loose and wrinkled skin due to old age
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most wizened
شکل تفضیلی
more wizened
درجهپذیر
مثالها
The wizened old man sat by the fire, telling stories of his youth with a raspy voice.
مرد پیر چروکیده کنار آتش نشسته بود و با صدایی گرفته داستانهای جوانیاش را تعریف میکرد.



























