جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blue-eyed
01
چشمآبی
having eyes that are blue in color
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most blue-eyed
شکل تفضیلی
more blue-eyed
درجهناپذیر
مثالها
She admired the blue-eyed actor on screen.
او به بازیگر چشم آبی روی صفحه نمایش تحسین کرد.
02
چشم آبی, محبوب
favorite



























