جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Windshield
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
windshields
مثالها
The windshield was cracked after the stone hit it during the drive.
شیشه جلو پس از برخورد سنگ به آن در حین رانندگی ترک خورد.
درخت واژگانی
windshield
wind
shield



























