windfall
wind
ˈwɪnd
vind
fall
fɔ:l
fawl
windmill

تعریف و معنی "windfall"در زبان انگلیسی

Windfall
01

سود غیرمنتظره, شانس ناگهانی

an unexpected event that brings financial gain or good fortune 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
windfalls
مثال‌ها
Winning the lottery was a windfall. 

برنده شدن در قرعه‌کشی یک سود غیرمنتظره بود.

02

میوه افتاده به طور طبیعی, میوه افتاده از درخت

fruit that has naturally fallen from a tree 
مثال‌ها
They collected windfalls from the orchard to make cider. 

آنها میوه‌های افتاده را از باغ جمع کردند تا سیب‌ساز درست کنند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه