جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wife
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
wives
مفرد مذکر
husband
مفرد مؤنث
wife
neutral form
spouse
مثالها
As a devoted wife, she takes care of the household chores and ensures a comfortable home for her family.
به عنوان یک همسر فداکار، او از کارهای خانه مراقبت میکند و خانهای راحت برای خانوادهاش فراهم میکند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
wifelike
wife



























