جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Whoreson
01
حرامزاده, نادان
a person considered stupid, irritating, or ridiculous
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
That whoreson spilled coffee on the floor again.
آن حرامزاده دوباره قهوه را روی زمین ریخت.
02
حرامزاده, فرزند نامشروع
a person born illegitimate
قدیمی
توهینآمیز
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
whoresons
مثالها
They mocked him as a whoreson all through school.
آنها در تمام دوران مدرسه او را حرامزاده خطاب میکردند.



























