جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Whisker
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
whiskers
مثالها
Whiskers help cats navigate and sense their surroundings in the dark.
سبیل به گربهها کمک میکند تا در تاریکی حرکت کنند و محیط اطراف خود را حس کنند.
02
مو, به اندازه مو
a very small distance or space
to whisker
01
مجهز کردن به سبیل, مجهز کردن به ویسکر
furnish with whiskers
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
whisker
سومشخص مفرد
whiskers
وجه وصفی حال
whiskering
گذشته ساده
whiskered
اسم مفعول
whiskered
درخت واژگانی
whiskerless
whiskery
whisker
whisk



























