جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wherewithal
01
منابع و دانش
the skill, knowledge, or resources required to do something, particularly money
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Despite his lack of financial wherewithal, he managed to save enough money to travel abroad.
علیرغم کمبود امکانات مالی، او توانست پول کافی برای سفر به خارج از کشور پسانداز کند.



























