جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wheedling
01
چاپلوسی, نوازش
the act of persuading someone by using flattery, charm, or gentle teasing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
wheedlings
مثالها
No amount of wheedling could convince him to change his mind.
هیچ چاپلوسی نتوانست او را متقاعد کند که نظر خود را تغییر دهد.
درخت واژگانی
wheedling
wheedle



























