جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
westerly
اطلاعات دستوری
مثالها
The river flowed westerly, meandering through picturesque landscapes.
رودخانه به سمت غرب جریان داشت، از میان مناظر picturesque میپیچید.
02
به سمت غرب, در جهت غرب
in a direction toward the east, originating from the west
مثالها
The winds blew westerly, bringing rain clouds from the ocean.
بادها به سمت غرب وزیدند، ابرهای بارانی را از اقیانوس آوردند.
Westerly
01
بادهای غربی, غربیها
the winds that blow from the west, often used in plural form
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
westerlies
مثالها
The westerlies brought a steady breeze, helping the ship sail smoothly across the Atlantic.
بادهای غربی یک نسیم پایدار به همراه آوردند و به کشتی کمک کردند تا به آرامی از اقیانوس اطلس عبور کند.
westerly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
A strong westerly wind swept through the open fields, bending the tall grass.
باد غربی شدیدی از میان مزارع باز گذشت و علفهای بلند را خم کرد.
مثالها
The ship sailed on a westerly course, aiming for the distant coastline.
کشتی در مسیری به سمت غرب حرکت کرد و به سمت ساحل دوردست نشانه رفت.
درخت واژگانی
westerly
wester



























