جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هجاها
واجها
به سمت غرب, غربگرا
westerly
westward
western
ما سوار قطار به سمت غرب شدیم، که ما را از چندین ایالت عبور میداد.
درخت واژگانی
west
bound