جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Weatherman
01
هواشناس
a person who predicts and reports on the current and future weather conditions for a specific region
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
weathermen
مثالها
Before planning the outdoor event, they checked with the weatherman to get the latest weather updates.
قبل از برنامهریزی برای رویداد فضای باز، آنها با هواشناس مشورت کردند تا آخرین بهروزرسانیهای آب و هوایی را دریافت کنند.



























