جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Waking up
01
بیدار شدن از خواب
the act of stopping one's sleep
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
waking ups
مثالها
Waking up early in the morning allows me to enjoy some quiet time before the day begins.
بیدار شدن زود هنگام صبح به من این امکان را میدهد که قبل از شروع روز از زمانی آرام لذت ببرم.



























