جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blizzard
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
blizzards
مثالها
The blizzard made driving conditions hazardous.
طوفان برفی شرایط رانندگی را خطرناک کرد.
02
مجموعهای از وقایع غیرمنتظره و ناخوشایند
a series of unexpected and unpleasant occurrences



























