جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blissful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most blissful
شکل تفضیلی
more blissful
درجهپذیر
مثالها
After a long day of relaxation, she felt blissful lying in a hammock, watching the sunset.
پس از یک روز طولانی استراحت، او در حالی که در یک ننو دراز کشیده بود و غروب آفتاب را تماشا میکرد، احساس خوشبختی میکرد.
درخت واژگانی
blissfully
blissfulness
blissful
bliss



























