جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
volant
01
در حال پرواز, پروازگر
flying or passing through the air
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most volant
شکل تفضیلی
more volant
درجهپذیر
مثالها
The artist captured the volant motion of the eagle as it swooped down to catch its prey.
هنرمند حرکت پروازی عقاب را هنگام شیرجه زدن برای شکار طعمه اش به تصویر کشید.



























