جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vociferous
01
با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن), پرسروصدا
expressing feelings or opinions, loudly and forcefully
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most vociferous
شکل تفضیلی
more vociferous
درجهپذیر
مثالها
Reporters described the rallies as vociferous displays where the crowd vigorously chanted slogans for hours.
گزارشگران تظاهرات را به عنوان نمایشهای پرسر و صدا توصیف کردند که در آن جمعیت به مدت چند ساعت با شدت شعار میدادند.
درخت واژگانی
vociferously
vociferous



























