جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Visitor
01
بازدیدکننده
someone who enters a place, such as a building, city, or website, for a particular purpose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
visitors
مثالها
The museum welcomed visitors from around the world, offering guided tours and interactive exhibits.
موزه از بازدیدکنندگان از سراسر جهان استقبال کرد، تورهای راهنما و نمایشگاههای تعاملی ارائه داد.
درخت واژگانی
visitor
visit



























