جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Villager
01
روستایی, ساکن روستا
a person who lives in a village, especially a small rural settlement
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
villagers
مثالها
Many villagers still rely on farming for their livelihood.
بسیاری از روستاییان هنوز برای معیشت خود به کشاورزی وابسته هستند.



























