جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blaring
01
صدای بلند و ناخوشایند
producing a loud, harsh, and intense sound, often characterized by its overwhelming volume and piercing quality
تحسینآمیز
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most blaring
شکل تفضیلی
more blaring
درجهپذیر
مثالها
The blaring sirens of the fire trucks pierced the air as they rushed to the scene.
آژیرهای بلند کامیونهای آتشنشانی هوا را شکافتند در حالی که به سمت محل حادثه میتاختند.
Blaring
01
صدای تیز, سر و صدای کرکننده
an intense, harsh, or strident sound
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blarings
مثالها
The blaring of car horns filled the street.
سر و صدای بوق ماشینها خیابان را پر کرد.



























