جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unrefined
01
*فرآوری نشده
not having undergone processing or purification
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unrefined
شکل تفضیلی
more unrefined
درجهپذیر
مثالها
He prefers using unrefined salt for its natural minerals and flavor.
او ترجیح میدهد از نمک تصفیه نشده برای مواد معدنی طبیعی و طعم آن استفاده کند.
درخت واژگانی
unrefined
refined
refine
fine



























