جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unreal
01
غیر واقعی, فانتزی
not conforming to reality or genuine standards
مثالها
The idea of flying cars seems unreal for now.
ایده ماشینهای پرنده در حال حاضر غیرواقعی به نظر میرسد.
02
غیر واقعی, تخیلی
imaginary or not existing in reality
مثالها
His unreal dreams of becoming a superhero were exciting but far-fetched.
رویاهای غیرواقعی او برای تبدیل شدن به یک ابرقهرمان هیجانانگیز اما بعید بودند.
03
باورنکردنی, فوق العاده
so extraordinary that it seems almost unbelievable
مثالها
Her skills on the piano were unreal for someone so young.
مهارتهای او در پیانو برای کسی اینقدر جوان غیرواقعی بود.



























