جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unfailingly
اطلاعات دستوری
مثالها
She was unfailingly punctual, arriving exactly at 9:00 AM every day.
او بیوقفه وقتشناس بود، هر روز دقیقاً ساعت 9:00 صبح میرسید.
درخت واژگانی
unfailingly
unfailing
failing
fail
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او بیوقفه وقتشناس بود، هر روز دقیقاً ساعت 9:00 صبح میرسید.
درخت واژگانی