جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unemotional
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unemotional
شکل تفضیلی
more unemotional
درجهپذیر
مثالها
Her unemotional demeanor made it hard to tell how she really felt.
رفتار بیاحساس او تشخیص اینکه واقعاً چه احساسی دارد را دشوار میکرد.
02
بی احساس, رسمی
cool and formal in manner
درخت واژگانی
unemotional
emotional
emotion
emote



























