جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Unease
01
نگرانی, اضطراب
a feeling of discomfort, worry, or anxiety
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
She felt unease walking alone at night.
او هنگام راهرفتن تنها در شب ناراحتی احساس کرد.
02
ناراحتی, ناخوشی
physical discomfort (as mild sickness or depression)
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unease
ease



























