underpay
un
ˌʌn
آن
der
dər
دِر
pay
ˈpeɪ
پِی
/ˌʌndəpˈe‌ɪ/

تعریف و معنی "underpay"در زبان انگلیسی

to underpay
01

کم حقوق دادن, کم مزد دادن

to pay someone less than what is fair or reasonable for their work or services
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
underpay
سوم‌شخص مفرد
underpays
وجه وصفی حال
underpaying
گذشته ساده
underpaid
اسم مفعول
underpaid
مثال‌ها
Many workers feel underpaid for their hard work.
بسیاری از کارگران احساس می‌کنند برای کار سختشان کمتر از حد معمول دستمزد می‌گیرند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه