جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Underdog
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
underdogs
مثالها
She always roots for the underdog in sports because she loves a good comeback story.
او همیشه در ورزش از ضعیف حمایت میکند زیرا داستان بازگشت خوب را دوست دارد.
درخت واژگانی
underdog
dog



























