جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
undefined
01
تعریف نشده, مبهم
lacking a clear meaning or description
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most undefined
شکل تفضیلی
more undefined
درجهپذیر
مثالها
The rules were undefined, leading to confusion during the game.
قوانین تعریف نشده بودند، که منجر به سردرگمی در طول بازی شد.
درخت واژگانی
undefined
defined
define



























