جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
uncontrollably
01
به صورت غیرقابل کنترل, به شکلی غیرقابل مهار
in a way that cannot be managed or restrained
اطلاعات دستوری
مثالها
Laughter erupted uncontrollably as they watched the comedic performance.
خندهها به صورت کنترل نشده فوران کرد وقتی که آنها اجرای کمدی را تماشا میکردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
uncontrollably
uncontrollable
controllable
control



























