جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
uncompounded
01
مخلوط نشده, خالص
not mixed with other substances
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most uncompounded
شکل تفضیلی
more uncompounded
درجهپذیر
مثالها
She preferred uncompounded essential oils for their clarity.
او روغنهای ضروری آمیخته نشده را به خاطر وضوحشان ترجیح میداد.
درخت واژگانی
uncompounded
compounded
compound



























