جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unassuming
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unassuming
شکل تفضیلی
more unassuming
درجهپذیر
حوزه
personality, behavior, character
مثالها
Despite her achievements, she remained unassuming, never boasting or seeking attention.
علیرغم دستاوردهایش، او فروتن باقی ماند، هرگز فخرفروشی نکرد یا به دنبال جلب توجه نبود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unassumingly
unassumingness
unassuming
assuming
assume



























