جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unanimously
مثالها
The board members voted unanimously to hire the new director.
اعضای هیئت مدیره به اتفاق آرا برای استخدام مدیر جدید رای دادند.
درخت واژگانی
unanimously
unanimous
unanim
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی