جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ugliness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She could n't ignore the ugliness of the scars on his face, but she admired his strength and resilience.
او نمیتوانست زشتی زخمهای روی صورتش را نادیده بگیرد، اما از قدرت و تابآوری او تحسین میکرد.
02
زشتی, بدی
the quality of being wicked
درخت واژگانی
ugliness
ugly



























