جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ugliness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The ugliness of the cracked pavement and abandoned cars gave the neighborhood a rundown appearance.
زشتی سنگفرش ترک خورده و ماشینهای رها شده به محله ظاهری فرسوده داد.
02
زشتی, بدی
the quality of being wicked
درخت واژگانی
ugliness
ugly



























