جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Turquoise
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
turquoises
مثالها
The bracelet was decorated with small turquoise stones.
دستبند با سنگهای کوچک فیروزهای تزئین شده بود.
turquoise
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most turquoise
شکل تفضیلی
more turquoise
درجهپذیر
مثالها
The artist mixed blue and green paint to create a beautiful turquoise shade for the artwork.
هنرمند رنگ آبی و سبز را ترکیب کرد تا یک سایه فیروزهای زیبا برای اثر هنری ایجاد کند.



























