جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Turquoise
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
turquoises
مثالها
She wore a necklace set with a polished turquoise.
او گردنبندی با یک فیروزه صیقلی شده به گردن داشت.
turquoise
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او گردنبندی با یک فیروزه صیقلی شده به گردن داشت.