جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سه برابر کردن, ضرب در سه
اگر 4 را سه برابر کنید، به 12 میرسید.
سه گانه زدن, ضربه سه گانه زدن
در اینینگ هفتم، او به سمت راست تریپل زد و دو امتیاز به دست آورد.
هنرمند یک سهگانه از نقاشیها را خلق کرد که قرار بود با هم نمایش داده شوند.
سه برابر, تریپل
بارتندر برایش یک سه برابر ریخت، احساس کرد که بعد از یک روز طولانی به یک نوشیدنی قوی نیاز دارد.
سه گانه, تریپل
جمعیت با ضربه زدن او یک سهگانه به گوشهٔ راست زمین فریاد شادی سر دادند.
سه گانه, مسابقه تیمهای سه نفره
آنها برای سهگانه پیشرو در والیبال ساحلی سخت تمرین کردند، با تمرکز بر هماهنگی تیم.
سه گانه, پرش سه گانه
او در طول اجرای خود یک سه گانه کامل انجام داد و تشویق تماشاگران را به دست آورد.
غذای امضای رستوران شامل یک کیک شکلاتی با سه لایه بود.
سیاست جدید منجر به افزایش سه برابری رضایت مشتری شد.
سه گانه, سه بار
تیم یک پیروزی سه گانه را جشن گرفت و سه بازی متوالی را برد.
درخت واژگانی



























