جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Trial balloon
01
بالون آزمایشی, بالون سوند
a balloon sent up to test air currents
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
trial balloons
1.1
سنجش نظر عام, هر چیزی که برای بررسی نظر یا واکنش مردم انجام میشود
a thing that is done or introduced in order to test the public's opinion
مثالها
The politician floated a trial balloon by mentioning a potential tax increase in a speech to see how the public would respond.
سیاستمدار با اشاره به افزایش احتمالی مالیات در یک سخنرانی یک بالن آزمایشی را به پرواز درآورد تا ببیند مردم چگونه واکنش نشان میدهند.



























