جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Totem
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
totems
مثالها
The totem of the tribe, a majestic eagle, stood tall as a symbol of unity and shared ancestry.
توتم قبیله، یک عقاب با شکوه، به عنوان نمادی از وحدت و تبار مشترک ایستاده بود.
02
توتم, نماد قبیلهای
a tribe or clan identified through a shared totemic object
مثالها
The eagle totem comprised a tribe living along the riverbanks.
توتم عقاب شامل قبیلهای بود که در امتداد کنارههای رودخانه زندگی میکرد.



























