جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to toss back
01
سریع نوشیدن
to drink a beverage quickly, often in a casual or informal manner
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
back
فعل پایه
toss
زمان حال
toss back
سومشخص مفرد
tosses back
وجه وصفی حال
tossing back
گذشته ساده
tossed back
اسم مفعول
tossed back
مثالها
She likes to toss back a glass of water after her morning run.
او دوست دارد بعد از دویدن صبحگاهی یک لیوان آب را سریع بنوشد.
02
پرتاب کردن به عقب, به آرامی انداختن
to casually throw something back using a swift, light movement
مثالها
Toss the jacket back onto the chair; we're leaving soon.
پرتاب کن ژاکت را به روی صندلی؛ ما به زودی میرویم.



























