جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Toothbrush
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
toothbrushes
مثالها
He applied toothpaste to his toothbrush and started brushing his teeth in circular motions.
او خمیر دندان را روی مسواک خود گذاشت و با حرکات دایرهای شروع به مسواک زدن دندانهایش کرد.
02
مسواک
slang for a mustache
درخت واژگانی
toothbrush
tooth
brush



























