جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tissue
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The doctor examined the tissue under a microscope to determine the presence of any abnormalities.
پزشک بافت را زیر میکروسکوپ بررسی کرد تا وجود هرگونه ناهنجاری را مشخص کند.
to tissue
01
بافتن, ساختن پارچه
create a piece of cloth by interlacing strands of fabric, such as wool or cotton
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
tissue
سومشخص مفرد
tissues
وجه وصفی حال
tissuing
گذشته ساده
tissued
اسم مفعول
tissued



























