جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
timidly
01
با ترس, با تردید
in a way that shows fear, hesitation, or lack of confidence
اطلاعات دستوری
مثالها
She timidly approached the unfamiliar dog.
او ترسو به سمت سگ ناآشنا نزدیک شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
با ترس, با تردید