جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
timidly
01
با ترس, با تردید
in a way that shows fear, hesitation, or lack of confidence
اطلاعات دستوری
مثالها
He timidly raised his hand to ask a question.
او ترسوانه دستش را بلند کرد تا سوالی بپرسد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
با ترس, با تردید
او ترسوانه دستش را بلند کرد تا سوالی بپرسد.