جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tetchy
01
زودرنج, تحریک پذیر
prone to irritation or easily upset
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
tetchiest
شکل تفضیلی
tetchier
درجهپذیر
مثالها
He's been tetchy lately, snapping at friends over minor issues.
او اخیراً زودرنج بوده، به دوستانش به خاطر مسائل جزئی پرخاش میکند.
درخت واژگانی
tetchily
tetchiness
tetchy
tetch



























